Search

سه شنبه 2 آبان 1396

منو

مصارف عمده مس

مس فلزي است كه كاربردهاي بسيار متنوعي دارد. ويژگيهاي اين فلز كه عبارتست از: قابليت خارق العادة هدايت جريان برق و گرما، قابليت چكش كاري، مقاومت در برابر خوردگي، قابليت ماشين كاري، استحكام كششي، خاصيت آلياژي و و قابليت چشمگير شكل پذيري، مس را فلزي مطلوب جلوه مي‌دهد و بعنوان يك كالاي واسطه‌اي در بسياري از بخشها، كاربردهاي متنوعي پيدا كند و در بعضي از حيطه‌ها نيز بعنوان يك كالاي نهائي مورد استفاده قرار گيرد خاصه در هنر كه بدليل رنگ جذاب سرخ آن موارد استفاده دارد.
مهم ترين مورد مصرف مس در صنايع برق و الكترونيك (حدود 46 درصد) مي‌باشد. از مس و آلياژ هاي آن در صنايع مكانيكي، متالورژي، فلز كاري، شيميايي و … استفاده مي‌شود. مس در صنايع دارويي، كانه آرايي، رنگ سازي، و صنعت پوست و چرم نيز به كار مي‌رود. كاربرد مس در صنعت كاغذ سازي نيز قابل توجه است. همچنين از مس در كشاورزي، حمل و نقل (هواپيما و كاميون و …)، صنايع نظامي (پوكه فشنگ، گلوله توپ و …)، صنايع كشتي سازي، مصارف ساختماني مانند انواع لوله‌هاي مسي در لوله‌كشي، انواع دستگيره‌هاي در و ساير اثاثيه ثابت خانه‌ها ، انواع مجسمه‌ها ( مانند مجسمه Liberty كه حاوي 179000 پوند مس است )، مصارف الکتريکي شامل انواع دستگاه‌هاي تقويت كننده الكتريكي و كليد انتقال برق الكتريكي ( بعنوان سيم گرد يا ميله، بصورت عايق دار، يا لخت، در توليد جريان، انتقال جريان و رسانايي )، الكترومغناطيس و در انواع موتورها، ژنراتورها، ترانسفرمرها و ساير دستگاههاي الكتريكي، موتورهاي الكترومغناطيس و ماشين بخار وات، لوله‌هاي خلاء، لوله‌هاي اشعه كاتدي، در اجاق(گرم‌خانه) ميكروويو، هدايت موج براي اشعه ميكرو ويو به عنوان يك سطح بيواستاتيك در بيمارستانها، بعنوان ماده مركب به صورت محلول در شيمي، سولفات مس به عنوان يك ماده سمي و يا خالص كننده آب و … نيز استفاده مي‌شود.
تقريباً نيمي از مصرف مس دنيا به اهداف الكتريكي اختصاص مي يابد. بدليل رسانايي دمايي بالا، مس در لوله و مجراها، بويژه جهت گرم كردن، سرد كردن و انتقال حرارت بسيار مناسب است.
همان گونه كه مس با رسانايي بالا در كاربردهاي الكتروتكنيكي و الكترونيك مورد احتياج است، كيفيت هاي مس ويژه جهت ساير كاربردها انتخاب مي شوند. تقريبا 30 درصد توليد مس جهان در آلياژ سازي بكار برده مي شود. آلياژهاي مس عموماً سرد كار مي باشند و تنها 10 درصد از آنها ريخته گري مي شوند.
بعلت مقاومت بالاي مس در مقابل خوردگي، از اين فلز به وفور در صنايع غذايي و شيميايي استفاده مي شود. در مهندسي مكانيك، با توليد كننده هاي ابزارهاي دقيق، در ساخت خودرو و كشتي سازي، كاربرد فراوان دارد. گرايش به سمت كاربرد مس در ساختمان سازي بعنوان ماده نصب، ديوار سازي و سقف سازي رو به فزوني است. در مهندسي هيدروليك، مس در گرفتن روزنه هاي سدها، دريچه سد (مسيل) و پل ها كاربرد دارد. جدول 17 ميزان مصرف مس و آلياژ هاي آن را در صنايع مختلف كشورهاي صنعتي نشان مي‌دهد.


جدول 17- ميزان مصرف مس و آلياژ آن در صنايع مختلف در كشورهاي صنعتي

بعد از طلا، مس تنها عنصر فلزي است كه داراي رنگي غير از خاكستري مي باشد. اين عنصر قدمتي به طول تاريخ بشر دارد. مس همواره يكي از مهمترين مواد بوده و امروزه يكي از پركارترين فلزات غيرآهني سنگين مي باشد. مس خالص بدليل ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي و بخصوص رسانايي الكتريكي (که تنها نقره از آهن رساناتر است)، چكش خواري بالا و در نتيجه قابليت بالاي كار بر روي آن و مقاومت در برابر خوردگي (رفتار شيميايي كه آنرا به فلز نيمه نجيب تبديل مي كند) كاربرد وسيعي دارد.
آلياژهاي متداول مس، بخصوص برنج، برنز، مس- نيکل و مس- نيکل- نقره از اهميت كاربردي بالايي برخوردارند. كانه هاي تركيبات مس با رنگهاي روشن بخصوص قرمز، سبز و آبي مشخص مي شوند. مس موجود در خاك عنصر ردياب ضروري جهت بسياري از مخلوقات منجمله انسان است.
اين فلز به عنوان يكي از مهمترين و مفيدترين فلزات است و مي‌تواند تشكيل آلياژ دهد.
- مس با قلع مخلوط مي‌شود و تشكيل bell Metal و با نسبت كوچكتري تشكيل برنز را مي‌دهد.
- مس با روي مخلوط شده و تشكيل آلياژ برنج، Pinchbeck و آلياژهاي ديگر را مي‌دهد. اين فلز مي‌تواند به علت قابليت انعطاف پذيري به صورت ورقه‌اي، سيم و لوله‌اي درآيد.
مس به شكل تصفيه شده نيز توسط توليد كنندگان شمش‌هاي مس، ريخته‌گريها، واحدهاي مفتول سازي، واحدهاي توليد كننده فرآورده‌هاي برنجي و ساير بخشها، مورد مصرف قرار مي‌گيرد و تبديل به فرآورده‌هائي نظير سيم بدون پوشش، كابل و سيم پوشش‌دار، نوار و تسمه، لوله، ميله، محصولات ريخته‌گيري و... مي‌شود.
استفاده از اين فرآوردها در صنايع مختلف اصطلاحاً مصرف نهايي مس و يا "End -Uses " ناميده مي‌شود و اين صنايع به ترتيب اهميت عبارتند از: صنايع برق و الكترونيك، صنايع ساختماني، صنايع كالاهاي مصرفي، صنايع توليد ماشين الات صنعتي، صنعت حمل و نقل و صنايع نظامي.
مهمترين مورد استفاده نهايي از مس در صنايع برق و الكترونيك صورت مي‌گيرد. حدود 46 درصد مصرف مس جهان مربوط به اين بخش است. از جمله خواص مس كه بكارگيري اين فلز را در صنايع مذكور به امري مهم مبدل مي‌سازد، همانا خاصيت خارق‌العاده هدايت جريان برق است. مس در تراسفورماتورها، رله‌ها، كليدها و پريزها، كابل سازي و.... مورد استفاده قرار ميگيرد. بعنوان مثال در ايالات متحده آمريكا هر ساله چيزي نزديك به 50 درصد مصرف مس مربوط به صنايع برق و الكترونيك مي‌شود. سهم مصرف مس در اين بخش تقريباً براي اغلب كشورها رقمي در همين حد است ليكن در مورد بعضي از كشورهاي تازه صنعتي شده نظير تايوان و برزيل كه رشد بخش‌هاي مختلف صنعت در آنها ناهمگون است، سهم مصرف مس در صنايع برق و الكترونيك به بيش از 60 درصد نيز بالغ مي‌گردد. از سوي ديگر در تعدادي از كشورهاي صنعتي قديمي نظير انگلستان، مصرف مس در اين بخش به كمتر از 50 درصد مي‌رسد.
اهميت بخش صنايع برق و الكترونيك از اين نظر است كه در طي دهه‌هاي 60 و 70 در اين بخش جايگزيني زيادي بجاي مس صورت گرفت و اخيرا در پاره‌اي از جهات، در كاربرد مس در اين بخش صرفه جوئيهايي صورت گرفته است كه بخش ارتباطات نيز جزو صنايع برق و الكترونيك محسوب مي‌شود و مس در اين بخش نيز كاربرد فراواني دارد بطوريكه مس را فلز ارتباطات نيز ناميده‌اند. از مس در تمامي وسايل ارتباطي از جمله: تلفن، بي‌سيم، تلگراف و... استفاده بعمل مي‌آيد.
بخش صنايع ساختماني - با در نظر گرفتن سيم كشي مربوط به منازل- دومين مصرف كننده عمده مس به شمار مي‌آيد. البته اگر سيم كشي مربوط به منازل را جزو اين بخش محسوب نداريم در اين صورت اهميت صنايع ساختماني با اهميت بخش مهندسي، تقريباً يكسان خواهد بود. كاربرد مس در صنايع ساختماني از اين جهت است كه اين فلز از خواصي چون مقاومت در مقابل خوردگي، ظاهر براق، رنگ قرمز، دوام زياد و... برخوردار است و لذا در شيرواني‌ها، روكش ساختمانها و ... بكارگيري مس در اين صنايع، در طي سالهاي اخير رشد فراواني داشته است و اين رشد در كشورهاي اروپائي ملموس‌تر مي‌باشد.
بيشترين شكل مصرف مس در بخش صنايع ساختماني، در قالب انواع لوله است:
لوله براي آب سرد و گرم، سيستمهاي حرارت مركزي و خطوط انتقال نفت و گاز، همچنين انواع بست هاي لوله‌كشي، نظير بست هاي لوله‌ها، دريچه‌ها، بست هاي گازي و.... از جمله بازار مهم استفاده از مس در بخش فعاليت هاي ساختماني است.
از مس و آلياژهاي آن در بخش صنايع مهندسي نيز استفاده فراوان بعمل مي‌آيد. مس در اين بخش در صنايع مكانيكي، متالوژي، فلزكاري، صنايع شيميايي و... كاربرد دارد. استفاده از مس در صنايع شيميايي در مقياس وسيع صورت مي‌گيرد، چرا كه مس با تمام اسيدهاي معدني و بعضي از اسيدهاي آلي تركيب شده و به صورت نمك در مي‌آيد. سولفات مس بعنوان كود شيميائي و بعنوان دافع آفات نباتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در صنايع متالورژي، مس در توليد آلياژها بكار گرفته مي‌شود. مهم‌ترين آلياژ مس، برنج است (تركيب مس و روي)، لكن برنز (تركيب مس و قلع)، فلز توپ ريزي (تركيب مس، قلع، سرب و روي)، كوپرونيكل (تركيب مس و نيكل) و... از جمله ديگر آلياژهاي مهم مس محسوب مي‌شوند. مس در صنايع دارويي، در صنايع كانه آرائي، در صنعت رنگ سازي، در صنعت پوست و چرم بكار گرفته مي‌شود.
مس در توليد مسكوكات نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. از زمان امپراطوري رم به بعد، سكه از مس و آلياژهاي مختلف ساخته مي‌شده است. امروزه بهترين آلياژي كه براي ضريب سكه وجود دارد،كوپرونيكل (Cupronickel ) يعني تركيب مس و نيكل به نسبت 3 به 1 است.
به طور كلي بيش از 65 درصد مس به صورت غير آلياژي حدود 30 درصد در مصنوعات برنجي و تنها حدود 2 درصد در مصنوعات برنزي بكار مي‌رود. از طرف ديگر در حدود50 درصد مس كاتد و شمش آلياژي در كارخانجات مفتول سازي به مصرف مي‌رسد. مفتول مسي يا آلياژ مس خود در موتورهاي الكتريكي و ژنراتورها، سيم كشي منازل و خطوط انتقال نيرو و همچنين در انواع سيم كشي‌ها نظير ماشين آلات، هواپيما و كشتي‌ها و وسايل برقي به كار مي‌رود.
مس در ميله و اتصالات اتوبوس، هادي الكتريكي، كابل‌ها و لوله‌هاي كواكسيال، لوله‌هاي ميكروويو، سويچ‌ها، اتصالات، مدارهاي چاپي، پايه‌هاي ترانزيستور و ركتي فايرها به مصرف مي‌رسد.
در انتقال نيرو بخصوص در خطوط زير زميني و سيم‌هاي با ضخامت كم نسبت به آلومينيوم برتري دارد.
عليرغم جايگزيني فيبرهاي نوري و آلومينيوم در مخابرات هنوز 60 درصد از سيم‌هاي استفاده شده در مخابرات كماكان از مس تأمين مي‌شود.
مس و آلياژهاي مسي در تجهيزات صنعتي كه در ارتباط با محلول‌هاي اسيدي غير اكسيد كننده مانند اسيداستيك، هيدروكلريك و فسفريك و همچنين نمك‌هاي خنثي به مقدار زياد به كار مي‌رود.
مس و آلياژهاي آن به دليل مقاومت نسبت به زنگ زدگي در بسياري از صنايع ساختماني، هواپيمايي، صنايع دريائي از جمله مخازن ضد زنگ، لوله كشي در آب شور دريا، قطعات و ملخ هواپيما، خطوط آب و بخار در ساختمانها، روكش پشت بام، ناودان‌ها، آب روها، روكش بدنه كشتي‌ها، دكل‌هاي نفت و شيرين كننده‌هاي آب شور مصرف مي‌شود.
مس به طور گسترده در توليد قطعات وماشين آلات صنعتي غير الكتريكي، لوازم خانگي، تجهيزات تهويه هوا و ماشين آلات كشاورزي به مصرف مي‌رسد.
همچنين مس در صنايع حمل و نقل از قبيل رادياتور، لنت و لوله ترمز، ياتاقان، بوكش، كاربراتور، خطوط روغن، لكوموتيو ديزلي، ترن برقي، تراموا و دستگاههاي مخصوص سوئيچ كردن و فرستادن علائم مي‌باشد.
در صنايع نظامي در تهيه فشنگ تفنگ هاي كوچك، خشاب‌ها، خازن‌ها و فيوزها و همچنين تجهيزات و ماشين آلات ارتباطي، اجزاء الكتريكي و قطعات كامپوتر كاربرد دارد. بعلاوه در سلاح‌هاي تاكتيكي و استراتژيك مانند زيردريائي‌هاي اتمي، در موشك‌ها، هواپيماهاي نظامي، كنترل‌هاي الكتريكي در هواپيما و كابل موشك استفاده مي‌گردد. مس همچنين در صنايع شيميايي از جمله در مواد رنگي معدني در كشاورزي جهت حفاظت از جنگل‌ها و در پزشكي به كار مي‌رود. در توليد ساعت‌، ميكروسكپ‌، پروژكتور و بسياري ديگر از اين نوع كالاها مس به كار مي‌رود.
مس در مصارف مختلفي از قبيل توليد ظروف آشپزخانه، فلزات قيمتي، مبلمان، دكوراسيون و ضرب سكه‌هاي پول كاربرد دارد. درصد ميزان مصرف مس و آلياژهاي آن در صنايع مختلف در كشورهاي صنعتي را مي‌توان به شرح زير تقسيم بندي نمود ( جدول 18 ).


جدول18: درصد مس مورد مصرف در صنايع مختلف

مس در توليد وسايل ايمني موارد استفاده گوناگوني دارد از جمله در وسايل مربوط به اطفاء حريق و ديگر وسايل آتش نشاني، كاربرد مس در صنعت كاغذ سازي نيز قابل توجه مي‌باشد. در اين مورد بكارگيري مس در توليد دستمال هاي كاغذي امري مهم است زيرا كه وجود مس ايجاد حالت آنتي بيوتيك نموده و به نوعي گندزدايي مي‌كند. مس در صنعت حمل و نقل نيز كاربرد مهمي دارد. مس در تمام وسائل نقليه، اعم از راه‌آهن، هواپيما، كاميون، اتومبيل سواري، اتوبوس و... و نيز وسايل مربوط به حمل و نقل فضايي، مورد استفاده دارد. معهذا مهم‌ترين كاربرد اين فلز در اين بخش در سايت رادياتورخودرو مي‌باشد. هر چند بدليل جايگزيني مستقيم كالاهاي جانشيني، صرفه جوئي در ميزان فلز بكار رفته و كاهش اندازه اتومبيل، استفاده از مس در ساخت رادياتور با قدري تهديد روبرو شده ليكن توليد نوارهاي بسيار باريك مسي و بكارگيري آنها در ساخت رادياتور اتومبيل موجب گشته تا جايگزيني ديگر مواد نيز براحتي صورت نگيرد. چنين تحول مثبتي مؤيد آن است كه مس در صنعت خودروسازي كماكان سهمي در خور توجه بعهده خواهد داشت ليكن اين امر توأم با مقداري صرفه جوئي در ميزان مصرف اين فلز خواهد بود. بكارگيري از مس در بخش كشاورزي نيز رايج است. در اين بخش از اين فلز بعنوان ضد انگل چهارپايان استفاده مي‌شود. همچنين كمبود مس موجب كمي شير در چهارپايان شده و در ميزان آب بافتهاي سلولي نيز ذينقش است. از آنجائيكه كمبود اين فلز موجب كم‌خوني مي‌گردد، در پزشكي نيز كاربرد دارد. همچنين مورد ديگر استفاده از مس، در صنايع نظامي مي‌باشد. از اين فلز در توليد پوكه فشنگ گلوله توپ و.... استفاده بعمل مي‌آيد. از مس در تهيه ظروف آشپزي نيز استفاده شايان توجهي مي‌شود چرا كه اين فلز در انتقال گرما، از قابليت چشمگيري برخوردار است. در صنعت كشت‌سازي نيزاز مس براي ساخت پروانه كشتي استفاده مي‌گردد. بهره‌گيري از مس در كارهاي تزئيني از قديم الايام رايج بوده و در عصر كنوني نيز بدليل دوام، مقاومت در مقابل خوردگي، رنگ دلفريب و... از اين فلز در اين زمينه استفاده مي‌شود. بيشترين مقدار مس توليدي مس در جهان در كشورهاي صنعتي به مصرف مي رسد و الگوي مصرف نهائي مس در اين كشورها تقريبا يكسان است.
ديگر مصارف مس در ساخت وسايل خانه، ابزارهاي هنري، سكه و مدال ها و سخت افزارهاي نظامي بعنوان مهمات مي باشد. به غير از اين موارد، تقاضاي كمي براي مس وجود دارد. ساير كاربردهاي فرعي مس شامل: نهشت الكتريكي، مس متالورژي پودر، مواد ويژه جهت ترمزها و بلبرينگ هاي خود روان كننده، قطعات كوچك رقيق، فيلترها، برسهاي گرافيتي، و افزودني آلياژي به آلومينيوم، آهن و فولاد مي باشد. تنها يك تا دو درصد مس در تركيبات مس، بويژه سولفات مس و اكسيدهاي مس مصرف مي شود. رنگريزه هاي مس و برنز طلايي (آلياژهاي مس- روي پودر شده) عموماً از طريق آسياي خشك توليد مي شوند.
بيشترين مصرف كننده محصولات مسي ساخته شده در ده سال گذشته چه از نظر حجم مصرف يا درصد وزني، صنايع ساختمان سازي بوده است. مصرف در اين رشته در انتهاي سال 1980 به طور متوسط 3 درصد افزايش داشته است. افزايش مصرف تقريبا برابر يك ميليون تن معادل 58 درصد افزايش توليد مس طي دهه اخير بوده است. توجيه اين افزايش مصرف طبق آمارهاي ارائه شده بيشتر به دليل مصرف مس در صنايع ساختمان سازي به ويژه ساختمان هاي مسكوني بوده است.
همان گونه كه در جدول شماره 19 درج گرديده است، بزرگترين مصرف كننده نهايي مس بخش صنايع برقي مي‌باشد. در اروپا و آمريكا بخاطر افزايش ظرفيت توليد برق سرمايه گذاري كلاني انجام شده است كه سهم افزايش مصرف مس اين بخش حدود 46 درصد تا پايان 1970 بوده است. اما افزايش مصرف در پايان سال 1980 به ميزان قابل ملاحظه‌اي كم گرديد. زيرا تقاضاي بازار براي كابلهاي انتقال نيرو تقريبا راكد و براي بخش مخابرات و ارتباط نيز بديل كاربرد تكنولوژي مدرن استفاده از كابل نوري كاهش چشمگيري داشته است كه در نتيجه اين تغييرات سهم مصرف مس به 40 درصد در پايان سال 1980 كاهش يافته است.
مصرف مس نيز در بخش نقل و انتقال به دليل جايگزيني موارد ديگر دچار كاهش بوده است زيرا سهمي از بازار مصرف براي ساخت راديوتورها در طي سالهاي 1970 و 1980 نصب آلومينيوم گرديده استف اما اين كاهش دربخش مذكور، تقريبا معادل افزايش مصرفي مي‌باشد كه در سيستم مدارهاي جديد سيم كشي برقي خودروسازي اتفاق افتاده است. در نتيجه مصرف در اين بخش از صنايع طي سال 1980 حدود 5/1 درصد افزايش داشته است.


جدول 19 : مصرف نهائي مس توسط صنايع توليدي

رشد مصرف در صنايع مهندسي كه شامل انواع محصولات نظير توليد پيچ و مهره، بست‌هاي ابزار ماشين ها و... مي‌باشد، يكنواخت بوده است. مصرف در پاره‌اي موارد به دليل كاهش در ابعاد تجهيزات محدود گرديده است. در سالهاي اخير بيشتر رشد مصرف در صنايع تهويه و لوله‌هاي مبرد يخچال‌ها، سردخانه‌ها و فريزها اتفاق افتاده است كه رشد به ويژه در بازارهاي كشورهاي آسيايي بيشتر از ساير كشورها بوده است.
مشخصات كمي و كيفي مس در صنايع مصرف كننده بر حسب چگونگي تصفيه عبارتند از:
الف: مس تصفيه شده به روش آتشي Fire Refined Copper
اين مس به روش آتشي از مس خام در فرآيند پيرومتالورژيك توليد مي‌شود. اين روش براي تصفيه مس بليستر كه داراي ناخالصي‌هاي سولفور و اكسيژن است به كار مي‌رود. محصولات مس اين روش عمدتاً براي تهيه و توليد آلياژهاي مس مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
ب- مس الكتروليتيك Electrolytic Copper
مس الكتروليتيك از قرار دادن مس تصفيه نشده (آند) در يك محلول اسيد سولفوريك و سولفات مس و انتقال مس از آند به ورق‌هاي مس خالص (كاتد) به كمك انرژي الكتريكي تهيه مي‌شود در اين روش فلزات گرانبها در ته سلول الكتروليتيك رسوب مي‌كند.
ج- مس الكترووان Electrowon Copper
مس كاتد بطور مستقيم از محلول اسيد حاوي مس حاوي از محلول ليچينگ اوليه و افزايش غلظت مس در محلول به روش استخراج با حلال به دست مي‌آيد.
د- مس تصفيه شده به روش شيميايي Chimically Refined Copper
مس حاصل در اين روش به عنوان مس بازيابي شده از مايع آبي به جاي روش الكتروليتيك شناخته شده است و از نظر تجارتي مهم نيستند. در جدول شماره 20 انواع مس طبقه بندي شده كه در مراحل بعدي در صنايع مختلف مصرف مي‌شود، منعكس شده است.


جدول 20 : انواع مس مورد مصرف در صنايع مصرف كننده



ادامه جدول20

آلياژهاي مس
يكي از مشخصات مهم مس توان آلياژدهي پردامنه آن با فلزات گوناگون است و از محدود فلزاتي است كه به صورت خالص بيش از آلياژ مورد استفاده است. البته در صورتي كه بعضي از عناصر به مس اضافه شوند ويژگيهاي آن بهبود مي‌يابد و كارآيي آن بهتر مي‌گردد. چنانچه با افزودن آلومينيوم، كروم، آهن، منگنز، نيكل، فسفر، سيليسيم، قلع و روي مقاومت آن را در برابر خوردگي زياد مي‌كند.
افزودن آلومينيوم، كادميم، نقره و قلع مقاومت آن را در برابر سايش افزايش مي‌دهد و سرب، سيليسيم، تلوريوم، و روي توان ماشين كاري مس را بهبود مي‌بخشد.
معروفترين و پركاربردترين آلياژهاي مس، برنج به رنگ زرد و قرمز است كه با افزودن قلع بدست مي‌آيد و مفرغ يا برنز كه با افزودن روي حاصل مي‌شود.
از ديگر آلياژهاي متداول مس مي‌توان از آلياژ مس و نيكل به رنگ نقره‌اي كه در سكه‌زني كاربرد دارد نام برد. همچنين با افزودن يك درصد قلع به برنج قرمز، برنج دريايي كه در مقابل خوردگي مقاومت زيادي دارد بدست مي‌آيد. به طور كلي به عنوان آلياژهاي مهم مي‌توان از اين عناوين نام برد:
انواع مس تجارتي
الف- مس كاتد: مهمترين نوع مس تصفيه شده از نظر تجارتي است. مس كاتد تقريبا ¾ مس مصرفي در سال است.
ب- مس سياه سفت: مس تصفيه شده به روش الكتروليتيك و يا آتش حاوي 02/0 درصد تا 05/0 درصد اكسيژن كه بيشترين مقدار آن به صورت اكسيد مس است.
ج- مس بي‌اكسيژن: مس تصفيه شده است كه در فضاي اكسيژن گيري شده ذوب و ريخته‌گيري مي‌شود.
د- مس اكسيژن گيري شده: مس تصفيه شده است كه به كمك مواد جاذب اكسيژن اكسيدهاي مس از آن جدا مي‌شود.
استانداردها
براساس استاندارد ASTM علامت مشخصه براي انواع مس به شرح جدول شماره 21 مي‌باشد.


جدول 21 : استانداردهاي ASTM‌ مس

جايگزين ها :
چندين ماده با مس رقابت مي كنند و به نسبت قيمت آنها، ممكن است جايگزين مس شوند. در رادياتورهاي خودرو، در كابلهاي انتقال نيرو، خطوط انتقال طولاني فشار قوي و سيم كشي ساختمان، آلومينيوم بطور جزيي جايگزين مس شده است. سيم ها و كابلهاي مسي كه در ارتباطات راه دور استفاده مي شوند، در حال جايگزيني با تكنولوژي مايكروويو (ريز موج) و فيبرهاي نوري مي باشد. در لوله هاي آب ساختمانهاي مسكوني و تجاري، مس با پلاستيك جايگزين شده است. در مواد مقاوم در مقابل خورندگي، بعلاوه پلاستيك، استيل و تيتانيوم قابل جايگزيني مي باشند.
حركت به سمت كاهش روز افزون سهم مس در صنايع يكي از فشارهاي پيوسته اي است كه بر تجارت مس وارد مي شود. كاهش شديد كاربرد مس در پذيرش گسترده مدارهاي چاپي رخ داده است. كاربرد سيم هاي مسي، تنزل كرده است. تعداد و اندازه محصولات نهايي، تعداد واحدهاي فروخته شده را افزايش داده است. متوسط قطعات كاهش پيوسته اي داشته است. در يك زمان، 813/0 ميلي متر نقطه پايه براي ضخامت فلز است اما اين ضخامت تا mm 250/0 و در الكترونيك تا mm 250/0 افت كرده است. در صنايع الكترونيكي 4500 كيلوگرم مس جهت تهيه محصولات مورد نياز در بازار مصرف احتياج بود، در صورتي كه اين رقم، اكنون، تا 900 كيلوگرم سقوط كرده است.
گرايش به سمت ريز كاري، هم از طريق نازك شدن رادياتور اتومبيل و هم كاهش اندازه اجزاء الكترونيكي، موجب بروز چالشي در صنعت مس جهت توليد مس خالص و آلياژهاي مفيدتر و در صنعت فرآوري مس در توليد محصولات ريزكاري شده جديد گرديد.
در جهان صنعتي امروز با وجود مراكز متععد تحقيقاتي و تحقيقات كاربردي كه به منظور توليد مواد با ويژگيهاي خاص و يا يافتن كاربردهاي جديد براي مواد مختلف ايجاد شده است. امكانات بسيار زيادي جهت جايگزيني مواد نسبت به يكديگر فراهم گرديده به نحوي كه به جز در كاربردهاي خاص و غير قابل جايگزيني، موادي مانند مس، آلومينيوم، تيتانيوم، فولاد كربني، فولاد ضد زنگ، روي، شيشه و پلاستيك در موارد متعدد به خوبي با يكديگر قابل جايگزين شدن مي‌باشند.
مشكل اصلي در زمينه جايگزيني مواد، ضرورت صرف وقت زياد و پرداخت هزينه‌هاي اضافي لازم از جمله تبدبل و يا تغيير خطوط توليد مي‌باشد.
تنها در شرايط بحراني مانند جنگ‌ها كه عامل زمان شايد عامل منحصر به فرد محدود كننده جايگزيني باشد، در مواقع عادي عوامل اقتصادي نقش مهمتري در اين زمينه مي‌يابند.
از بين عوامل مختلف مؤثر در تشديد جايگزني، جدا از درجه فراواني يا سهولت توليد ماده قابل جايگزيني، عامل بي‌ضرر بودن توليد و يا اسفاده از آن ماده براي محيط زيست به ويژه در كشورهاي صنعتي از اهميت خاص برخوردار است. زيرا امروزه قوانين كنترل آلودگيهاي زيست محيطي در پاره‌اي از كشورهاي صنعتي بقدري شديد است كه رعايت آنها مستلزم سرمايه گذاريهاي زياد مي‌باشد.
برآورده‌هاي موجود نشان مي‌دهد كه در فاصله‌ سالهاي 1973 – 1979 در حدود 41 درصد از سرمايه‌گذاري 700 ميليون دلاري انجام شده در صنايع مس امريكا مربوط به كنترل آلودگي بخصوص در واحدهاي ذوب بوده است. اين برآورد براي سال 1987 شامل 2/2 ميليارد دلار سرمايه‌گذاري به اضافه 1/2 ميليارد دلار هزينه نگهداري سيتم‌هاي كنترل آلودگي‌ هوا، آب، صدا و همچنين ايمني و سلامت كاركنان واحدهاست.
سهم هزينه‌هاي كنترل آلودگي نسبت به كل هزينه‌هاي ذوب و پالايش مس در سال 1981 در امريكا به طور متوسط بيش از 31 درصد يا تقريبا متوسط اختلاف هزينه توليد در اين كشور نسبت به متوسط هزينه توليد در ديگر كشورهاي با اقتصاد بازار بوده است. ضمن آنكه متوسط عيار سنگ‌هاي مس معادن امريكا 30 درصد از عيار متوسط در جهان كمتر است. بدين ترتيب عليرغم كارايي بسيار بيشتر در معادن امريكا نسبت به ديگر مناطق جهان، رعايت استانداردهاي محيطي در آن كشور قدرت رقابت را بخصوص در سالهاي بحراني از توليد كنندگان محلي سلب مي‌نمايد.
اين جريان چنانچه در ديگر كشورهاي صنعتي نيز به همين نحو ادامه يابد، ضمن انتقال سرمايه‌ها از كشورهاي صنعتي به كشورهاي با ذخائر قابل توجه فاقد قوانين محيطي شديد، به امر جايگزيني شدت مي‌بخشد.
بدين ترتيب جايگزيني مواد در شرايط عادي عمدتاً تحت تأثير مجموعه عوامل اقتصادي قرار دارد. در جدول شماره 22 جريان جايگزيني مواد مختلف به جاي مس و درجه جايگزيني و برآورد زمان انجام جايگزيني آورده شده است. بررسي اين جدول نشان مي‌دهد كه:
1- در زمينه صنايع برقي باستثناء ارتباطات، رقيب عمده مس آلومينيوم است.
2- در صنايع ساختماني پلاستيك بصورت عام جايگزين اصلي مس مي‌باشد.
3- در مصارف متفرقه آلومينيوم، فولاد ضد زنگ، تيتانيوم جايگزين‌هاي اصلي مس مي‌باشند. ضمن آنكه در اين زمينه اصولاً مقدار جايگزيني معني‌دار نيست.
اين جدول همچنين نشان مي‌دهد كه مس در سخت افزارهاي كامپيوتر، در صنايع نساجي و همچنين و كودهاي شيميايي جايگاه جديدي براي خود يافته است.
مس در سالهاي اخير بازار مصرف در بعضي از سيم پيچي‌موتورها و سيم‌كشي منازل را از آلومينيوم پس گرفته است. دليل بازيافت اين بازار كمتر شل شدن مس نسبت به آلومينيوم در درجه حرارات‌هاي زياد مي‌باشد. همچنين مس مجددا جهت روكش بدنه كشتي‌ها و دكل‌هاي نفتي و اقلام مشابه به دليل داشتن خاصيت مقاومت در برابر آلودگي‌هاي بيولوژيكي كاربرد يافته است.


جدول 22- مصارف موجود و جديد مس و روند جايگزيني مواد ديگر



ادامه جدول22.



ادامه جدول22

ميزان مصرف سنگ مس در جهان در طي اين دوره ( 1997 – 2001) با نرخ رشد 5/2%، از 5/11271هزار تن در سال 1997 به 7/12590 هزار تن در سال 1999 و 9/12393 هزار تن در سال 2001 افزايش يافته است(جدول 23).
ميزان مصرف فلز مس در جهان در طي اين دوره ( 1997 – 2001) با نرخ رشد 3/6%، از 2237 هزار تن در سال 1997 به 8/25387 هزار تن در سال 1999 و 4/28352 هزار تن در سال 2001 افزايش يافته است(جدول23).


جدول 23-ميزان مصرف جهاني سنگ مس و فلز مس را درسالهاي 2001-1997(هزارتن)



شکل 15-ميزان مصرف جهاني سنگ مس و فلز مس را درسالهاي 2001-1997

دلايل عمده افزايش مصرف مس وجود و اهميت اقتصادي صنايع مصرف كننده مواد اوليه و تقاضاي زياد براي سرمايه گذاري و احداث تاسيسات زيربنايي مانند سيستم هاي مخابرات، ارتباط و انتقال در كشورهاي مختلف مي‌باشد.
مس اولين فلز كشف شده توسط بشر در 800 سال قبل از ميلاد بوده و در زمره عناصر پر مصرف مي‌باشد. كاربردهاي نهايي هر فلز تابع خواص آن مي‌باشد. مهم‌ترين خاصيت فيزيكي مس، قابليت هدايت الكتريكي و حرارتي بالاي آن است و بعد از نقره بالاترين قابليت هدايت الكتريكي را دارد. به‌همين دليل 50 درصد مصرف مس (با در نظر گرفتن كاربرد آلياژهاي مسي در 70درصد صنايع الكتريكي) در جهان مربوط به بخش صنايع الكتريكي و مخابرات است. همچنين هدايت حرارتي بالاي مس منجر به كاربرد آن در توليد مبدل‌هاي حرارتي به خصوص رادياتور اتومبيل شده است. مس مقاومت خوبي در برابر خوردگي دارد كه منجر به كاربرد آن در صنايع كشتي سازي، اسكله سازي و صنايع شيميايي شده است. چكش خواري، شكل‌پذيري و استحكام كششي مناسب از خصوصيات ديگر اين عنصر است كه باعث مصرف آن در كارهاي مهندسي و تزئيناتي شده است. در حدود 85 تا 90درصد مس از استخراج معادن و بقيه از طريق ذوب مجدد قراضه‌هاي حاوي مس تامين مي‌شود.
ميزان، درصد و عيار مصرف مس و آلياژهاي آن در صنايع مختلف در جداول 24 و 25 و شکل 16 آورده شده است.


جدول24 - ميزان مصرف مس و آلياژهاي آن در صنايع مختلف



جدول25- ميزان مصرف مس و آلياژهاي آن در صنايع مختلف



شکل 16- درصد مصرف مس در جهان در سال 2003



شکل 16.1- نمودار مصارف مس در سال هاي 2009 و 2010

در طول چند دهه، مصرف سالانه مس اوليه در ايالات متحده رشد چشمگيري داشته است. در طول دهه 80 در مصرف مس آمريكا و اروپا رشدي مشخص نشد و مصرف جهاني تنها كمي افزايش داشت.
توليد مس خالص دنيا در سال 2003 به ميزان 3/15 ميليون تن بوده است كه ايران با توليد متوسط 150 هزار تن در سال‌هاي گذشته حدود 1 درصد توليد جهاني را دارا بوده است. كل مصرف مس دنيا در سال 2003 به ميزان 45/15 ميليون تن بوده است كه كشورهاي‌ اروپايي بيشترين سهم را داشته و ايران 8/0‌درصد مصرف جهاني را به خود اختصاص داده است (هفته نامه معدن و توسعه).
دلايل عمده افزايش مصرف مس، اهميت اقتصادي آن در صنايع مادر، تقاضاي زياد براي سرمايه گذاري و احداث تأسيسات زيربنايي مانند سيستم هاي مخابرات، ارتباط و انتقال در كشورهاي مختلف مي باشد.
ميزان مصرف مس در جهان در طي اين دوره ( 1990 – 2003) از 494 هزار تن در سال 1990 به 14000 هزار تن در سال 2000 و 15450 هزار تن در سال 2003 افزايش يافته است(جدول 26).


جدول26- ميزان مصرف مس در جهان در سال هاي1990- 2003 (هزارتن)



شکل17- ميزان مصرف مس در جهان در سال هاي1990- 2003

طي دو دهه 1960 تا 1980 رشد مصرف مس كندتر از سال قبل بوده است. بعد از اينكه در سال 1960 متوسط رشد مصرف به 7/4 درصد رسيد، در سال 1970 به 1/3 درصد و در سال 1980 به 5/1 درصد كاهش يافت. در سالهاي اخير به دليل وضعيت اقتصادي دنيا، رشد مثبت بوده بطوري كه متوسط رشد مصرف ساليانه به حدود 7/3 درصد بين سالهاي 1986 – 1990 رسيد(جدول 27).
در جدول 8 مصرف جهاني مس طي سالهاي 1998 – 1991 درج شده است. طي اين دوره متوسط رشد ساليانه به 04/3 درصد رسيد ولي ميزان توليد در سال 1998 نسبت به سال 1991 بيش از 23 درصد رشد نشان مي‌دهد.
دلائل عمده اين افزايش وجود و اهميت اقتصادي صنايع مصرف كننده مواد اوليه در اين كشورها مي‌باشد و از طرفي تقاضاي زيادي براي سرمايه‌گذاري و احداث تاسيسات زيربنايي مانند سيستم‌هاي مخابرات و ارتباط و انتقال نيرو در اين كشورها وجود دارد. روند رشد در اين كشورها نيز با جابجايي و واگذاري بعضي از صنايع از كشورهاي توسعه يافته به كشورهاي در حال توسعه يافته به كشورهاي در حال توسعه و همچنين با تاسيس صنايعي مانند توليد سيم و لوله‌هاي مس بستگي مستقيم دارد.


جدول 27- مصرف مس در دنيا از سال 1960 تا 2000



جدول 28 - مصرف جهاني مس تصفيه شده طي سالهاي 1991 لغايت 1998 (بر حسب هزار تن)

متوسط مصرف ساليانه در دهه 70 حدود 3/7 ميليون تن، در دهه 80 به 1/10 ميليون تن و در دهه 90 به 4/10 ميليون تن رسيد. اين مقدار تقريبا در دهه 2000 ( 1998 – 1991 ) به 8/11 ميليون تن رسيده است. همان طور كه ملاحظه مي گردد طي چهار دهه گذشته متوسط نرخ رشد دهه آخر نسبت به دهه 90 بيش از 61 درصد بوده است.
روند كاهش مصرف مس در دنيا عمدتاً شامل كشورهايي بوده است كه در حال توسعه اقتصادي بوده‌اند، به ويژه در كشورهاي اروپايي و آمريكا در عرض 20 سال گذشته روند متوسط رشد مصرف ساليانه مس پالايش شده در كشورهاي عضو OECD از سال 1970 تاكنون كمتر از 5/1 درصد بوده است به همين علت سهم جهاني رشد مصرف مس كل كشورهاي عضو OECD ( شامل‌ آمريكا، اروپاي غربي، ژاپن و ساير كشورهاي عضو OECD ) كه تا سال 1970 حدود 95 درصد بوده در سال 1990 به 82 درصد كاهش يافته است. در مقايسه روند رشد متوسط مصرف در كشورهاي در حال توسعه 10 درصد در سال 1970 بيش از 5 درصد و در سال 1990 تقريبا تا 18 درصد افزايش داشته است. از نظر رشد مصرف وزني ( تناژ )، رشد در كشورهاي كره و تايوان بسيار قابل توجه بوده است. اين كشورها در حال حاضر مصرفي بيش از 600000 تن در سال مس پالايش شده دارند كه مصرف مس كشور كره از انگلستان بيشتر است. همچنين رشد مصرف مس در كشورهاي تايلند، مالزي و اندونزي نيز بسياري قابل توجه بوده است. ميزان مصرف وزني مس در اواخر سال 1970 در اين كشورها قابل اغماض بود. اما مصرف همين كشورها در سالهاي بعد به بيش از 200000 تن در سال رسيد.
روند مصرف كشورهاي خاورميانه شرقي به سرعت از مصرف بسيار كم در سال 1970 به مصرف زياد سوق داشته است و مصرف تا 100000 تن در سال افزايش نموده است. اين تناقض در رشد مصرف قسمتي به دليل رشد اقتصادي قوي‌تر كشورهاي در حال توسعه نسبت به كشورهاي توسعه يافته صنعتي بوده است. علاوه بر آن شدت مصرف مس در كشورهاي توسعه يافته صنعتي اصولا رو به كاهش است. اين پديده نه فقط بخاطر عدم تمايل در مصرف زياد مواد خام كشورهاي توسعه يافته اقتصادي مي‌ياشد.
بلكه به اين دليل است كه تاسيسات عمده زيربنائي در اين كشورها قبلا ايجاد و احداث گرديده است. در مقايسه شدت مصرف مس در كشورهاي در حال توسعه به ميزان قابل ملاحظه‌اي در حال افزايش مي‌باشد ( جدول 29 ).
در سال 1998 قاره آسيا با 4767 هزار تن معادل حدود 35 درصد، اروپا با 4209 هزار تن حدود 39 درصد و قاره آمريكا با 3852 هزار تن حدود 29 درصد از كل مصرف جهان را به خود اختصاص داده‌اند.


جدول شماره29 : كشورهاي عمده مصرف كننده در سال 1998



جدول 30 : ميزان مصرف جهاني مس تصفيه شده از سال 1970 تا سال 1996



ادامه جدول 30



ادامه جدول 30.



ادامه جدول 30

منبع : http://www.ngdir.ir/minemineral/PMineMineralChapterDetail.asp?PID=6952
  مس در صورت انحلال در آب به سرعت به حالت معلق در مي آيد. اين فلز معمولا ًدر آبهاي زيرزميني وارد نمي شود و در طبيعت نيز تجزيه نمي گردد.
معادل 30 گرم سولفات مس در انسان‌ها، كشنده است. مس در آب با غلظت بالاتر 1 ميلي‌گرم بر ليتر مي‌تواند باعث آلودگي شود. سطح استاندارد پيشنهادي مس در آب قابل شرب براي افراد بسته به منشأ تغيير مي‌كند اما عمدتاً در 5/1 تا 2 mg/lit تثبيت شود.

منابع آلودگي :
•در نتيجه عمليات معدنکاري
•کارخانجات توليد برنز و برنج
•از طريق پسآبهاي محلي، احتراق سوختهاي فسيلي، توليد هيزم، کودهاي فسفاته و منابع طبيعي وارد محيط مي شود.

بيماري هاي ناشي از قرار گيري در معرض مس :
قرار گرفتن در معرض مقادير بالاي مس مي‌تواند منجر به بيماري‌هايي از قبيل hemolysis، تب بخارات فلزي، Wilson's disease، زخم معده و بيماريهاي کليوي، كم‌خوني، تغييراتي در استخوان، افزايش كلسترول، سبز شدن موها و حتي مرگ شود.

علائم ناشي از آلودگي به عنصر :
•سردرد و سرگيجه
•سوزش بيني، دهان و چشم
•تهوع، اسهال و دردهاي ناحيه شکم
•خونريزي داخلي .
•معمولا ًمس در همه بافتهاي بدن، خون، ادرار، مدفوع، مو و ناخنها يافت مي شود و مقادير زياد مس در هر يک از اين بخشها، آلودگي به اين عنصر را مشخص مي کند.
•همچنين گاهي آلودگي از راه تماس پوستي نيز انجام مي گيرد.
جابجايي مواد زميني كه ضمن استخراج كانسارهاي مس صورت مي‌گيرد، از بزرگترين جابجايي‌هاي مواد بر روي كره زمين است. وجود مس در آب لوله‌كشي در واقع از رشد باكتريها جلوگيري مي‌كند.
نگراني‌هاي زيست محيطي واقعي مرتبط با توليد مس، مربوط به انتشار گاز SO2 و فلزات تبخير شونده كميابي نظير As و Cd و Hg از كارخانه‌هاي ذوب مس مي‌باشد.
توسعه جهاني صنعت و جمعيت منجر به بروز مشكلات متعدد زيست محيطي، كنترل پخش، محافظت از آب و زباله هاي جامد شده است.

كنترل پخش تركيبات در محيط:
در تصفيه گازهاي حاصله فرايندهاي پيرومتالورژيك در متالورژي مس دو عمليات مهم بايست انجام گيرد: زدايش دي اكسيد گوگرد و ناخالصي هاي بخار كوره.
بدليل اين كه بيشتر مس از كانه هاي سولفيدي تأمين مي شود، گوگرد مشكل اصلي در استحصال مس مي باشد. در عمليات پيرومتالورژيك، گوگرد بصورت دي اكسيد گوگرد حاضر است. نسبت حجمي گوگرد به مس در كنسانتره هاي سولفيدي بين 8/0 و 6/1 مي باشد. در نتيجه، بعلت اثرات مضر SO2 بر سلامتي، گياهان و خواص كنسانتره، ميزان زيادي از اين تركيب بايست از كنسانتره زدوده شود. در بيشتر موارد از گازهاي مشتق شده حاوي SO2، اسيد سولفوريك توليد مي شود.
در سيستم هاي مدرن تميز كننده گاز مانند نهشت دهنده هاي الكترواستاتيك، Baghouses، سيکلون ها و شوينده ها، غبار تنوره مي تواند از گاز حاصله جدا شود. اين غبارهاي حاوي فلز فراوري مي شوند.
يك مشكل بزرگ، در اثر محتواي بالاي ارسنيك،كانه هاي مس كه بعنوان كانه هاي كثيف مس شناخته مي شوند، بروز مي نمايد. در حين عمليات پيرومتالورژيك توسط فرار، بيشتر ارسنيك بصورت تري اكسيد ارسنيك زدوده مي شود و در غبار تنوره بدام مي افتد.
حفاظت از آب:
عموماً گنداب هاي مضر از طريق توليد پيرومتالورژيك مس حاصل نمي شوند ولي جهت سرد كردن مستقيم و غير مستقيم كوره ها، دستگاه هاي ريخته گري و محصولات مس ريخته گري، حجم زيادي از آب احتياج است. آب سرد كننده به نسبت گرم مي شود، اما داراي ناخالصي شيميايي نيست. در كارخانه هاي مدرن، تا حد ممكن چرخه هاي بسته استفاده مي شود.
عمليات هيدرومتالورژي كه جهت استحصال مس از كانه ها يا كنسانتره ها استفاده مي شوند، خطر آلودگي آب را دربر دارد. اين محلولها با تركيبات متنوع، در صورت ميسر نبودن باز يافت، بايست تصفيه شود. اين گونه تصفيه شامل خنثي نمودن يا نهشت يونهاي ويژه، يونهاي حاوي گوگرد بالا و كاتيونهاي فلزات سنگين مي شود. آهك، يك رسوب دهنده بسيار خوب است. بدين ترتيب يون سولفات در محلولهاي اسيد سولفوريك كه در حين استحصال هيدرومتالورژيك تشكيل شده، بصورت ژيپس نهشته مي شود.
زباله هاي جامد:
در مهار زباله هاي جامد از شيوه هاي زير استفاده مي شود:
بازيافت
غبار تنوره حاصل عمليات پيرومتالورژيك، بعنوان مثال در فرايند ذوب flash در outokumpu غبار تنوره به خوراك كارخانه افزوده شده و به كوره هاي مناسب و بندرت به كوره هاي مناسب و بندرت به كوره هاي انفجاري پس از آگلومراسيون فرستاده مي شود. غبارهاي تنوره حاوي روي را مي توان به روي و تركيبات روي فراوري كرد.
-استحصال بعنوان ماده خام جهت تهيه محصولات مفيد
-تخليه در تل هاي زباله
-سرباره هاي دور ريخته شده با محتواي مس پايين حاصل از برخي فرايندهاي ذوب مس را مي توان پس از تصفيه هاي مناسب به فروش رساند.
- در تكنيك هاي هيدرومتالورژيك رسوبات متنوع مانند گوگرد عنصري يا ژيپس ناخالص تشكيل مي شود كه به آساني قابل نهشته شده است.

مسموميت:
مس يك عنصر ردياب حياتي براي انسان، بيشتر حيوانات و گياهان مي باشد. جهت ارگانيسم هاي عالي تر، فلز فشرده كاملا ًبي ضرر است. اگر چه آغازيان بويژه باكتريها در تماس با سطح فلز مس و بسياري از آلياژهايش از بين مي روند ( اثر اليگو ديناميك ).قرار گرفتن پيوسته در معرض غبار فلزي يا بخار آن مي تواند موجب بروز حساسيت بافت هاي غشايي شود.
مس يك عنصر ردياب ضروري در انسان است. در حجمهاي بالاتر مي تواند مهلك باشد. نمكهاي مس از مس فلزي مسموميتي بيشتري توليد مي كنند. مسموميت غذايي در انسانها LDLO تقريباً 100 ميلي گرم در كيلوگرم است. اگر چه مسموميت ناشي از خوردن تا 600 ميلي گرم در كيلوگرم مس قابل بهبودي است. علايم مسموميت ناشي از مس شامل حالت تهوع، استفراغ، معده درد، ناگرايي، كم خوني، گرفتگي عضله، رعشه، كما و مرگ مي باشد.
بيماريهاي گزارش شده متعددي را به مسموميت مزمن ناشي از مس نسبت داده اند، اما بنظر مي رسد اين بيماريها ناشي از ناخالصيهاي تصفيه مس مانند سرب، ارسنيك و سلنيوم باشد. قرار گرفتن طولاني مدت در معرض غبار مس، مي تواند منجر به حساسيت پوست و تغيير رنگ پوست و مو گردد. در مورد تغييرات با تولوژيك رخ داده ايهامات فراوان وجود دارد اگر چه شواهدي از تجمع مس در كبد ديده شده است. تلاشهايي كه در جهت استنباط مسموميت مزمن ناشي از مس در حيوانات ناموفق بوده است.
استنشاق غبار تركيبات مس دستگاه تنفس را آلوده مي نمايد. زخم و سوراخ شدگي ديواره بيني نيز ممكن است بروز كند. كارگراني كه در معرض نمكهاي مس هستند از حساسيت مخاط هاي دهان و بيني شكايت مي كنند. قرار گرفتن طولاني مدت در معرض غبارهاي حاوي مس منجر به تحليل رفتن بافت هاي غشايي مي شود. در كارگاههايي كه غلظت مس تا 08/0 ميلي گرم در متر مكعب است ناراحتي بيني گزارش شده است.تعداد بسيار كمي از كارگران دچار حساسيت الرژيك پوستي در مقابل غبار حاوي مس مي شوند.
تركيبات مس وارد شده به چشم بعنوان شي ء خارجي عمل نموده و موجب تغيير رنگ بافتهاي چشمي مي شود. اتصال، زخم و موج دار شدن چشم نيز گزارش شده است.
استاندارد كارگاهها براي ميزان غلظت غبار مس در هوا، MAH و TLV يك ميلي گرم بر متر مكعب است. استاندارد بخار مس 2/0 و 1/0 ميلي گرم بر متر مكعب است. كتابها و مقالات متعددي در مورد مطالعات دقيق تر بر روي حيوانات و كارگاهها نوشته شده است.
تركيبات:
اگر چه تركيبات مس، بخش كوچكي از توليد مس را در بر مي گيرد، نقش مهم و متنوعي در صنعت و كشاورزي بر عهده دارند. يكي از قديمي ترين قارچ كش هاي شناخته شده مس بوده و در سالهاي ابتدايي قرن 20، به وفور بكار برده مي شده است. بعلت افزايش مقاومت قارچها در مقابل مس و نيز مسموميت كم آن جهت گياهان و حيوانات عالي تر، در 20 سال نهايي، مجدداً كاربرد قارچ كش هاي مس احيا شد. اگر چه مس يك عنصر ردياب ضروري جهت گياهان و حيوانات عالي تر است، در مقادير بالا شديدا سمي است. تركيبات مس بعنوان افزودني خنثي كننده در خوراك حيوانات و در بارور كننده ها بكار برده مي شوند و در مكمل هاي غذايي متنوعي استفاده مي شوند. نمك هاي مس جهت كنترل جلبك ها در درياچه ها و آبگيرها بكار برده مي شوند و از اكسيد هاي مس در رنگها و پوشش هاي گندزدا استفاده مي شود. استاآرسنيت مس، paris green بعنوان حشره كش كاربرد دارد و كروميوم ارسنات مس بعنوان جايگزين مؤثر جهت كرئوزوت در نگهداري از چوب استفاده مي شود.
مس و تركيبات آن در واكنش هاي آلي متعددي، بعنوان كاتاليزور عمل مي كند، بعنوان مثال پليمراسيون، ايزومري شدن و واكنشهاي شكستن. اين مواد در صنايع نساجي و رنگرزي در تهيه ابريشم مصنوعي و اكريانيتريل، بعنوان دندانه و اكسيدانت در

راه اندازي فروشگاه در Eforosh رايگان است

پشتیبانی